آرکید هنوز نمرده است: نقد بازی 198X

نویسنده: Han Solo شنبه 1 تیر 1398
PC

ساخت فیلم‌هایی نظیر Ghostbusters و Back to the Future، موسیقی‌های هنجار شکنی از خوانندگانی مانند مایکل جکسون و مدونا و شروع تحولات عظیم در مد، دهه 80 میلادی را یکی از خاطره انگیزترین دوره‌های تاریخ تبدیل می‌کند. حالا بعد از گذشت تقریبا 40 سال بنظر می‌رسد این نوستالژی دوباره احیا شده است و سازندگان فیلم و سرسال و حتی بازی توجه خود را به فضای این دوره متمرکز کرده‌اند. سازندگان بازی 198X، که حتی در اسم خود هم به این دوران خاص اشاره دارد، با تاکیدی ویژه بر دنیای بازی‌های ویدئویی تلاش کرده‌اند تا جنبه دیگری از نوستالژی دهه 80 را به تصویر بکشند.

داستان بازی 198X روایتگر بخشی از زندگی نوجوانی ساکن یکی از محله‌های حومه شهر است که در زندگی خود به نقطه‌ای از پوچی و بی‌هدفی رسیده است و اتفاقات در دنیای واقعی دیگر برایش رنگ و بویی ندارد. مشکلات خانوادگی هم فاکتور دیگری است که به همراه بی‌انگیزگی او برای ادامه زندگی، باعث شده تا زندگی جدا از افراد جامعه را انتخاب کند. قهرمان داستان به زندگی ناامیدکننده خود ادامه می‌دهد تا اینکه یک شب با چراغ‌های نئونی Arcade شهر رو به رو می‌شود و همین اتفاق کوچک برای اولین بار بعد از مدت‌ها نور امیدی در دلش روشن می‌کند.

198X

روند داستانی بازی 198X در طول بازی پیشرفتی نمی‌کند و بجز شخصیت اصلی بازی، افراد دیگر نقش یا دیالوگی ندارند. کل داستان به واسطه مونولوگ‌های نقش اصلی با خودش، درحین پرسه زنی‌های بی‌هدف در خیابان‌ها و مغازه‌های محل زندگیش روایت می‌شود. روایت داستان جایی جذاب می‌شود که گفته‌های راوی در بازی‌هایی که در آرکید انجام می‌دهد منعکس می‌شود.
در 198X در مجموع 5 بازی مختلف با گیم‌پلی خاص و منحصر بفرد  وجود دارد که بازیکنان در قالب راوی داستان، آن‌ها را تجربه می‌کنند. اولین بازی Beating Heart نام دارد که ساختار آن از سری Streets of Rage الهام گرفته شده است. این بازی حکم مقدمه نسبتاً هیجان‌انگیز بازی اصلی را دارد که بدون هیچ توضیحی، شما را در وسط بازی رها می‌کند. گیم‌پلی و طراحی دشمنان Beating Heart در کنار القای حس نوستالژی، ساده، روان و دلچسب است. بازی‌های بعدی Out of the Void، The Runaway، Shadowplay و Kill Screen که هر کدام با الهام‌گیری از یکی از بازی‌های موفق دهه 80 ساخته شده‌اند.

198X

گیم‌پلی تک تک این بازی‌های فرعی  بطور کلی خوب و روان است ولی این بدین معنا نیست که خالی از ایراد باشد. قبل از شروع هر بازی، هیچ‌گونه توضیحی در اختیار شما در رابطه با کنترل و مکانیک‌های گیم‌پلی بازی‌ها قرار نمی‌گیرد و حتی حرفی از دکمه‌هایی که با آن قرار است بازی را کنترل کنید زده نمی‌شود و باید با آزمون و خطا روش کنترل بازی را پیدا کنید. البته این ساختار را می‌توان به تلاش سازندگان برای شباهت هر چه بیشتر بازی خود با منابع الهام آن‌ها ربط داد ولی از بازی‌های ساخته شده در سال 2019 انتظارات خاصی داریم که در 198X برآورده نمی‌شوند. مشکل دیگر از جایی ناشی می‌شود این بازی‌های فرعی، فقط کارکرد روایی دارند و امکان دسترسی به مراحل بیشتری از آن‌ها وجود ندارد یا اینکه نمی‌شود همان مراحل محدود را مجدداً تجربه کرد.

198X

تعداد زیادی از بازی‌های سبک indie از طراحی پیکسل آرت استفاده می‌کنند چون ساخت بازی‌هایی با گرافیک سه بعدی و پرجزئیات با بودجه تعریف شده برای بازی همخوانی ندارد ولی متأسفانه این همه‌گیر شدن استفاده از پیکسل آرت باعث شده تا تعداد زیادی از بازی سازان مستقل از پتانسیل این سبک هنری غافل شوند. خوشبختانه سازندگان بازی 198X از این دسته افراد نیستند و یکی از بهترین طراحی‌های پیکسل آرت ممکن را خلق کرده‌اند. علاوه بر موفقیت در به تصویر کشیدن تغییرات متنوع ظاهر بازی، در میان‌پرده‌های داستانی هم با طراحی چشم نوازی مواجه می‌شویم. موسیقی هم یکی  دیگر از بخش‌های موفق بازی است که برای هر بازی فرعی تم اصلی خاصی ساخته شده است که کاملاً تداعی کننده سبک‌های پرطرفدار دهه 80 میلادی است.
این فقط بخشی از تجربه هیجان انگیز بازی 198X است و قرار است ادامه‌ ماجراهای قهرمان داستان در ماه‌های آتی منتشر شود. ترکیب خوبی از بازی‌های قدیمی و داستانی که نشان می‌دهد یک نوجوان با درگیری‌های هویتی خود چگونه کنار می‌آید، این بازی را به تجربه‌ای خاص تبدیل کرده که اگر سازندگان کمی ریزه‌کاری‌های طراحی را در ساخت آن رعایت کرده بودند، به راحتی به سطح آثار مستقل برتر امسال می‌رسید. امیدوارم که قسمت‌های بعدی با برطرف کردن نواقص قسمت اول، تبدیل به اثری بی‌نقص شود.

تگ ها:

arcade 198X indie games

دیگر مطالب پیشنهادی:

متن دیدگاه

برای ارسال نظر ابتدا باید وارد سایت شوید.

نظرات کاربرها:

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده.